دور باطل زندگی می چرخد … و من لای چرخ دنده های آن گیر کرده ام.
میم ر
کاریکاتور و یک لیوان چای
سر نوشت های یک کسی که برای اولین بار توانست با سرش بنویسد
سر نوشت یک چیزی هست که برای اولین بار با سر نوشته شد ولی بعد ها با چیزهای مختلفی نوشته شد. یعنی هر کسی هر چییزی که دم دستش می آمد با آن می نوشت. روی همین حساب بعضی ها سر خط خوبی ندارند چون سرشان جاهای مختلفی گرم است.
استارت، کلاچ، گاز، حرکت … به بهانه انصراف
برای حرکت یک اتومبیل موتور کار می کند و تعدادی چرخدنده را می چرخاند. ولی اگر چرخدنده ها از چردنده اصلی جدا شوند. و یا دندانه های آن بریده شوند، فقط چرخدنده اصلی با سرعت می چرخد. می چرخد، می چرخد، می چرخد . . .
فقط می چرخد، با قدرت، به هر راهی که پیش آید (و خوش آید). به هر قیمتی و بدون هدف.
——————————————————
نمی دانم چرا همیشه اعتراضات ما ایرانی جماعت شکل اعتراض ندارد و شکل های عجیب و غریب به خودش می گیرد. آخر مگر اعتراض هم کلاس دارد؟ و یا خاله زنک بازی هست؟ بعضی ها تا حالا اصلا توی هیچ دو سالانه ای شرکت نکرده اند* ولی حالا تحریم می کنند. (*توضیح: خاله خان باجی هم چون با اقدس خانوم زن اسمال ترقه بحث کرده بود دو سالانه رو تحریم کرد)
فکر کردن
خیلی خوب است که فکر می کنید. اصلا شما برای فکر کردن آمده اید – ببخشید، آورده اندتان.
بسیار خوب، فکر کنید… آهای چرا فکر نمی کنید؟! اینقدر بع بع نکنید، فکر کنید.
جشنواره خودرو
آنجا هیچ خبر نیست
آنجا هیچ خبر نیست … من شما را خیلی دوست دارم و می دانم باور دارید که آنجا هیچ خبر نیست. حتی مثل اینجا مزرعه خار ندارند. جوی آب هم ندارند. همه حرف هایی هم که می زنند درخت و رودخانه و خانه دارند دروغ است.
و حتی با بی شرمی می گویند خورشید و ماه و ستاره داریم.
اینها همه چرت و پرت است. به گور باباشون خندیده اند. ندارند. ولی شما نباید برید ببینید که اینها را دارند یا نه، چون این که من می گویم درست است.
اینجا بهترین علف دنیا را دارد، بهترین آب را ما داریم، خاک ما بهترین است و شما بهترین گوسفند های دنیا هستید. پس علف خود را بخورید و یونجه زیادی هم نخورید.
میم ر
۲۶ تیر ماه ۱۳۸۸




